۲۴ مرداد ۱۴۰۵
یک ماه با NOXFOLIO
ساخت Noxfolio از یه تصمیم خیلی ساده شروع شد.
مدتی بود ذهنم درگیر این بود که دلم میخواد سایت خودمو داشته باشم. نه اینکه دلیل خاصی براش داشته باشم یا قرار باشه ازش درآمدی داشته باشم. فقط میخواستم یه سایت داشته باشم که خودم ساخته باشمش.
همین.
بعد از مدتی تصمیم گرفتم دیگه فقط بهش فکر نکنم و شروعش کنم.
اون موقع قبل از Noxfolio بیشتر درگیر گرافیک بودم و همزمان رشته کامپیوتر رو هم ادامه میدادم. با این حال ساخت یه سایت کامل برای خودم با چیزی که قبلاً انجام داده بودم فرق داشت. این بار قرار نبود فقط یه تمرین باشه. میخواستم همه چیزش رو خودم طراحی کنم و خودم بسازم.
تقریباً یک ماه کامل درگیرش بودم.
بعضی روزها از صبح تا شب کد میزدم. بعضی شبها هم تا پنج صبح بیدار میموندم و روی یه بخش از سایت کار میکردم. گاهی فقط برای اینکه یه مشکل کوچیک رو پیدا کنم ساعتها وقت میذاشتم.
اتفاقاً سختترین قسمت ساخت Noxfolio برای من خود کدنویسی نبود. بیشتر از همه حل کردن مشکلات و ساختن یه ساختار تمیز برای کدها اذیتم میکرد.
یه چیزی رو میساختم، بعد چند ساعت که دوباره بهش نگاه میکردم میدیدم اصلاً از ساختارش خوشم نمیاد. بعضی وقتها کل کد رو پاک میکردم و از اول مینوشتم. بعضی وقتها هم برمیگشتم به نسخه قبلی و از یه مسیر دیگه ادامه میدادم.
حتی یه بار اشتباهی بخشی از کد خراب شد و چند ساعت درگیر درست کردنش بودم. آخرش انقدر اعصابم خورد شد …
ولی دوباره نشستم پای کد.
فکر کنم یکی از چیزهایی که توی ساخت Noxfolio بیشتر از همه یاد گرفتم این بود که تقریباً همیشه یه راه بهتر برای انجام دادن یه کار وجود داره.
ممکنه یه راهی که امروز به نظرت خوبه، چند وقت بعد که بیشتر یاد گرفتی دیگه برات قابل قبول نباشه. این اتفاق برای خود Noxfolio هم بارها افتاد. چیزهایی رو ساختم، بعد دوباره برگشتم و تغییرشون دادم چون فهمیدم میشه تمیزتر یا بهتر انجامشون داد.
وقتی بالاخره Noxfolio به چیزی که میخواستم نزدیک شد، برای خودم جالب بود که ببینم یه ایده ساده که فقط توی ذهنم بود، تبدیل شده به یه سایت واقعی.
هنوز هم وقتی بهش نگاه میکنم، چیزهایی هست که دوست دارم تغییر بدم و بهترشون کنم. احتمالاً چند وقت دیگه دوباره به نسخهای که الان ساختم نگاه میکنم و میگم چرا این قسمت رو اینطوری نوشتم.
ولی فعلاً از نتیجهش راضیم.
Noxfolio قرار نبود از اول پروژه مهمی باشه. فقط میخواستم سایت خودمو داشته باشم.
یک ماه کد زدم، خراب کردم، پاک کردم، دوباره ساختم و آخرش چیزی شد که الان دارم.
و شاید همین قسمت داستان برای خودم از همه جالبتره.
چون Noxfolio هنوز تموم نشده.